اسرار دره سیلیکون

  • توسط مدیر
  • یکشنبه , 18 آگوست 2019
  • 0

اسرار دره‌ سیلیکون(Silicon Valley)

تینا سیلیگ یکی از راه های منجر به شکست در هر انسانی را بی توجهی به ندای درون‌اش میداند:

وقتی عمویم در نیویورک درگذشت، من در کالیفرنیا بودم. چند نفر از اطرافیانم توصیه کردند ضرورت ندارد برای حضور در مراسم تدفین و سوگواری این راه طولانی را طی کنم. اکنون با وجود گذشت چند سال از این ماجرا هنوز احساس گناه می‌کنم. به تجربه دریافته ام در زندگی چیزهایی هست که نمی‌توانیم عقب‌گرد کرده و اصلاح ‌شان کنیم. بنابراین در موقعیت ‌هایی نظیر آنچه گذشت باید با پیروی از نداهای باطن کاری را که به صلاح و مصلحت ‌مان است انجام دهیم و بر اظهار نظر گزافه گویان خط بطلان بکشیم.

هیئت نظارت جهانی کارآفرینی(Global Entrepreneurship Monitor) که به اختصار (GEM) نامیده می‌شود هر سال گزارشی مشروح از فعالیت های شرکت‌های تازه تاسیس جهان ارائه کرده و به تفاوتهای آنها از لحاظ فرهنگی و ریسک‌پذیری می‌پردازد. به عنوان مثال در قوانین ورشکستگی در برخی کشورها مانند سوئد به گونه ‌ایست که وقتی شرکتی از رونق افتاده و به ورطه‌ی ورشکستگی کشیده‌ می‌شود، هرگز قادر نخواهد بود بدهی‌ اش را تصفیه کند. تردیدی نیست که در چنین جامعه‌ای که شکست در امور تجاری، خسارتی بلند مدت برای افراد و خانواده‌هایشان را در پی دارد و آنها را نسبت به فعالیت تجاری دلسرد کرده و عطایش را به لقایش می‌بخشند. روزنامه‌ی وال استریت در گزارشی روشهای رایج تحقیر بدهکاران را توسط ماموران دریافت مطالبات در کشورهای مختلف فاش کرد. در اسپانیا ماموران برای جلب توجه همسایه ‌های فرد بدهکار، با لباسهای عجیب و غریب به خانه‌اش می‌روند و او را بخاطر قصور در پرداخت بدهی‌اش خجالت ‌زده می‌کنند. بطور قطع افراد در چنین جوامعی از ترس قرار گرفتن در معرض تمسخر و از دست رفتن آبرو از انجام هرکاری که با ریسک بالا توام باشد، اجتناب می‌کنند. در دره‌ی سیلیکون(منطقه‌ای در آمریکا که مرکز صنعت کامپیوتر است) درست عکس این ماجرا اتفاق می‌افتد. در اینجا شکست بخش طبیعی و تفکیک ناپذیر فرآیند نوآوری است.

میر ایمران(Mir Imran) کارآفرین موفق که تابحال شرکت های زیادی را تاسیس کرده می گوید: عامل کلیدی موفقیتش این است که چنانچه پس از گذشت یکی دو هفته از آغاز کار در هر پروژه حس کند احتمال موفقیت آن بسیار ناچیز است، قاطعانه آن را متوقف کرده و وقت، نیرو و سرمایه‌اش را به کاری که موفقیت آن محتمل ‌تر است اختصاص می‌دهد.

شما باید در وقت و شرایط مناسب موسسه یا شرکتی را ترک کنید. اما از کجا باید دانست که چه وقتی شرایط برای رها کردن شغل‌تان فراهم آمده است؟ علمی ترین پاسخ ممکن این است: به نیروی شهودی‌ و یا حس ششم‌تان متوسل شوید. باید پیوسته در کمین باشید تا ندایی بصورت یک «طنین» در آگاهی‌تان ظهور کند و یا احساس و ادراکی ناگهانی که گویی پرده‌ای از روی هشیاری ‌تان برمی‌دارد، به شما بگوید که والا ترین خیر و صلاح‌ تان چیست؟

استیو جابز(Stive Jobs) یکسال پیش از اخراج از اپل، بهترین محصولشان را تحت عنوان مکینتاش به بازار عرضه کرد. او در پی بحث و جدل با همکار خود درباره‌ی آینده‌ی اپل، و اختلاف نظر با هیئت مدیره، شرکتی را که خود بنیانگذاری کرده بود را از دست داد. با این وجود آتش خلاقیت درونی او خاموش نشدنی بود و در ۵ سال بعدی توانست در کنار ازدواج، شرکتهای نکست(Next)و پیکسار(Pixar) را هم پایه گذاری کند. پیکسار نخستین انیمیشن تمام کامپیوتری دنیا را تحت عنوان داستان اسباب بازی عرضه کرد و نکست هم توسط اپل خریده شد تا استیو جابز دوباره به اپل برگردد. او معتقد است اگر از اپل اخراج نمی‌شد، هیچیک از آن رویدادها برایش اتفاق نمی‌افتاد.

مهندسی فقط برای دختران است

اگر در آتش دستیابی به هدفی می‌سوزید که هیچ استعدادی در آن ندارید، تلاشتان برای تحقق آن هدف نافرجام خواهد ماند و راه به جایی نخواهید برد. فرض کنید که شیفته‌ی بسکتبال هستید اما قدتان به اندازه کافی بلند نیست یا عاشق نواختن پیانو هستید اما در اجرای یک نت ساده بسیار ضعیف و ناشیانه عمل می‌کنید. در هر دو مورد می‌توانید در بازیها و کنسرت‌ها شرکت کرده و ازآن لذت ببرید اما بندرت ممکن است که در این زمینه‌ها به استادی برسید. یا در حالتی بهتر ممکن است شما نقاش چیره ‌دستی باشید که تابلوهای نفیسی ارائه می‌کند، اما به دلیل رکود اقتصادی در فروش آثارتان ناکام باشید. بنابراین می‌بایست جانب احتیاط را بگیرید و کسب‌ وکاری دیگر را در پی بگیرید.

بسیاری از ما خیلی زودتر از زمانی که حرفه‌ای را دنبال کنیم هدف خویش را تعیین می‌کنیم. مردم دوست دارند از بچه‌ها بپرسند:« وقتی بزرگ شدی می‌خواهی چه کاره شوی؟» این کار سبب می‌شود که آنان اهداف‌شان را در دوران کودکی، دست‌کم در قلمرو ذهن، نهایی کنند و از بررسی فرصتهای زیادی که در آینده با آن مواجه خواهند شد محروم شوند. به علاوه ما اغلب در عالم خیال، خود را در نقش مقام و موقعیتی که اطرافیان‌مان به عهده دارند مشاهده می‌کنیم، که با توجه به امکانات دنیایی از امکانات بی‌کرانه، دیدگاهی بسیار محدود است. تینا سیلیگ اذعان میکند در دوران ابتدایی یکی از معلمانش به او گفته که:«تو در علوم استعداد داری، باید پرستار شوی.» پیشنهاد خوبی بود. اما این استعداد تنها یکی از بیشمار کارهایی بود که قابلیت انجام آن را داشتم.

اطرافیان‌تان اغلب از شما انتظار دارند که شتابزده شغل و حرفه‌ی آتی‌تان را نهایی کنید. اما این راهکار اغلب درست و کارساز نیست. شما باید بارها مسیرتان را عوض کنید تا نهایتاً به کاری برسید که بطور کامل با مهارتها و علایق‌تان همسو و منطبق است. باید بارها سعی و خطا کنید و چیزهای متفاوت را بیازمایید تا بفهمید چه چیزی برایتان کارایی دارد و در ان زمینه چند مرده حلاجید.

لیموناد را به هلی‌کوپتر تبدیل کنید

تینا سیلیگ خاطره‌ای درباره‌ی شانس را اینگونه تعریف می‌کند:

چند سال پیش در سوپر مارکتی مشغول خرید بودم که مردی به اتفاق دختر نوجوانش به من نزدیک شد و نحوه‌ی درست کردن لیموناد یخ‌زده را از من پرسیدند. اهل سانتیاگوی شیلی بودند و برای آشنایی با کارآفرینی علمی به سیلیکون ولی آمده بودند. پس از توضیح درباره‌ی برنامه‌ی کارآفرینی دانشگاه استنفورد اعلام آمادگی کردم که در راستای کارآفرینی‌شان آنها را یاری و حمایت کنم. دو سال بعد که برای کنفرانسی به سانتیگو رفته بودم به آنها اطلاع دادم تا در صورت تمایل همدیگر را ببینیم. آنها مرا به همراه چند نفر از همکارانم دعوت کردند تا به ساختمانی در مرکز شهر برویم. سپس به پشت بام راهنمایی شدیم و در آنجا هلی کوپتر  شخصی آنها برای  سیاحتی دیدنی بر فراز شهر و مناطق کوهستانی اطراف، که پیست اسکی خانوادگی‌شان نیز در آنجا قرار داشت، منتظرمان بود. باورم نمیشد. توجه من به آنها برای تهیه‌ی لیموناد یخ‌زده به هلیکوپتر سواری بر فراز سانتیاگو انجامید.

ریچارد وایزمن از دانشگاه هرتفوردشایر انگلستان پس از انجام مطالعات فراوان درباره‌ی شانس به این نتیجه رسی که افراد خوش‌شانس ویژگیهای مشترکی دارند که آنان را از دیگران خوش‌شانس‌تر می‌کند. فرد خوش‌شانس از هر چیز و یا هر رویدادی در حد کمال استفاده می‌کند. برای مشاهده‌ی همه چیز و همه کس  وقت می‌گذارد. از توجه به فردی که به تازگی به همسایگی‌شان آمده تا همکاری که دست نیاز به سویش دراز کرده است. همیشه در کمین فرصت‌های ارزشمند است تا به چنگشان آورد و در راستای تحقق اهدافش از آنها استفاده کند. ممکن است کتابی که هیچ سررشته‌ای در آن ندارد را مطالعه کند، به نقاطی سفر کند که تاکنون چیزی درباره‌ی آن نشنیده و یا با افرادی معاشرت کند که از ملیت، نژاد و قومیت‌شان هیچ علم و اطلاعی ندارد. افراد خوش‌شانس برون‌گرایند؛ با افراد تماس چشمی بیشتری برقرار می‌کنند؛ خوش‌خلق و گشاده‌رویند و همین ویژگی بر وسعت و غنای روابطشان می‌افزاید. توانایی عجیبی در پذیرفتن و لذت بردن از همه چیز دارند. نگرش مثبت‌شان بر افراد پیرامون‌شان اثر می‌گذارد و شرایطی را فراهم می‌کندکه موقعیت‌های منفی را به تجربیات مثبت بدل کنند.

از اعتبار و نیکنامی ‌تان مراقبت کنید

در طول زندگی‌تان افراد زیادی در نقش‌های مختلفی با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.ممکن است افراد مافوق‌تان بعد از مدتی به افراد زیر دست‌تان تبدیل شوندو یا بالعکس. نقش‌هایی که به عهده داریم به مرور زمان به طرزی شگفت انگیز تغییر می‌یابند و ما اغلب از مشاهده‌ی افرادی که به اشکال و عناوین مختلف در زندگیمان ظاهر می‌شوند حیرت می‌کنیم. دوستی و صمیمت‌تان را بر پایه‌ای مستکم استوار کنید تا روابط‌تان را با افراد خدشه‌دار نکنید؛ ولو اینکه در حق‌تان ناجوانمردی کرده و موجبات تکدر خاطرتان را فراهم کرده باشند. زندگی بر این مدار نمی‌چرخد که هیچ رابطه‌ی بدی در آن وجود نداشته باشد. به بیانی دیگر قرار نیست شما همه را دوست داشته باشید و یا همه شما را دوست داشته باشند. بنابراین از جبهه‌گیری و دشمن تراشی سخت بر حذر باشید. اگر برای یافتن شغل به شرکتی مراجعه کردید چه بسا مصاحبه کننده یکی از آشنایان شما از آب در بیاید. پس با دقت هر چه تمامتر از حسن شهرت خود مراقبت کنید.

در هنگام مصاحبه شغلی هم سعی کنید جویای راهی باشید که بتوان از طریق آن درباره‌ی موضوعات خارج از محیط کار نیز گفتگو کرد. یمی از بهترین روش‌ها در این راستا، نوشتن سرگرمی‌ها و علایق‌تان در بخش پایانی رزومه است. این کار زمینه را بین شما و مصاحبه کننده، برای گفتگویی فراهم می‌اورد و چه بسا در خلال آن گفتگو مشخص شود شما در دوره‌ای مثلاً همکلاسی بوده‌اید.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نوشته‌های تازه

مقالات

آیا شما جواب این سه سوال را می دانید؟