خصوصیات رهبران پذیرای تغییرات

  • admin
  • ۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
مدیران-و-رهبران

رهبران برخلاف مدیران که سعی می‌کنند سازمان را تحت کنترل خود نگه‌دارند، بر تغییر واقعی مصمم هستند و مایلند همه چیز را در راستای یک مسیر درست تغییر دهند. این امر بدین معنی است که آن‌ها باید بتوانند به‌سرعت خود را با تغییر و مدیریت موثر آن تطبیق دهند؛ درست است حفظ تعادل بین سازگاری با تغییر و مدیریت آن، به‌طور موثر برای بسیاری از رهبران ماهر دشوار می‌باشد اما انجام این امر شانس بیشتری برای حرکت رو به جلو ایجاد می‌کند.

رهبرانی که پذیرای تغییرات هستند، یک مزیت رقابتی برای سازمان‌ها محسوب می‌شوند و خصوصیات و رفتارهای یکپارچه‌ای دارند که آنها را از سایرین متمایز می‌کند. ما در این مقاله قصد داریم به موضوعاتی چون انواع تغییر در سازمان، مشکلات تغییر فرهنگ سازمانی و ویژگی‌های مثبت رهبران بپردازیم؛ درصورتی‌که از علاقه‌مندان این موضوعات هستید، این مطلب از مطالب سایت راکبی را تا انتها دنبال کنید.

رهبران
رهبرانی که تغییرات را به آغوش می‌کشند

رهبرانی که تغییرات را به آغوش می‌کشند، دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟

  • متاسفانه، مدیران سنتی نه‌تنها نمی‌توانند رهبران خوبی باشند بلکه به ندرت قادر به آموزش رهبران خوبی هستند زیرا مدیران سعی می‌کنند سازمان را تحت کنترل داشته باشند درحالی‌که رهبرها مصمم به تغییر در مسیر درست هستند.
  • اینگونه رهبران سازمانی را مدیریت و یا درواقع رهبری می‌کنند که از قبل وجود نداشته است؛ کارکنان این چنین سازمان‌هایی دیگر خود را بخشی از سازمان نمی‌دانند بلکه به آن پیوسته شده‌اند.
  • مدیران خوب نتایج را از طریق بودجه‌بندی و سهمیه شرکت هدایت می‌کنند، درصورتی‌که رهبران خوب با درنظر گرفتن توان مالی شرکت، میزان گسترده‌ای از افراد را بسیج می‌کنند تا به اهداف خود دست ‌یابند و انواع تغییر در سازمان را ایجاد کنند.
  • رهبرهای خوب باعث ایجاد انگیزه در افراد می‌شوند درحالی‌که مدیران قصد تغییر عملکرد افرد یا کارکنان سازمان را دارند.
  • رهبرهای خوب به‌واسطه نگرش‌های مدیریتی بالا و استراتژیکی که دارند، مشکلات تغییر فرهنگ سازمانی را درنظر می‌گیرند و اتصالات کاملاً محکمی بین واقعیت‌های بازار، آرمان‌های برتر رهبری و توانایی‌های نیروی کار پاسخگو ایجاد می‌کنند، چراکه آنها تشنه دانستن واقعیت بازار هستند.
  • همیشه در یک سازمان خبرهای بد در کنار خبرهای خوب وجود دارند که افراد سازمان باید از آنها درس بگیرند؛ رهبرهای خوب در چنین شرایطی باعث انتقال احساس امنیت در بین کارکنان سازمان می‌شوند که این امر آنها را از نظر روانی ساپورت می‌کند.
  • زمانی ما تغییر را می‌پذیریم که باور داشته باشیم این تغییر برای ما مثبت خواهد بود. این حقیقت بدین معنی است که رهبران سازمان یا گروه‌ها باید ذینفعان سازمانی را متوجه میزان ارزش تغییر مورد نظر کنند؛ از این‌رو وقتی رهبران ارزش آینده تغییر مزبور را اعلام کنند، کارمندان و مدیران به‌ مقدار بیشتری پذیرای تغییر هستند و بیشتر برای آن تلاش می‌کنند.
  • رهبران خوب در حال نگاه کردن به جلو و شناسایی و تشخیص فرصت‌های مناسب هستند، درصورتی‌که مدیران تنها در چهارچوب اداری خود فعالیتشان را ادامه می‌دهند.
  • چشم‌انداز تغییر یک مولفه مهم در مدیریت این تغییرات و رهبری صحیح به‌شمار می‌آید؛ این یک نوع احساس در راستای دستیابی به آینده‌ای مطلوب است که یک رهبر خوب باعث اشتراک این دیدگاه درمیان ذینفعان سازمانی می‌شود تا آنها نیز پذیرای آن باشند و برای دستیابی به این چشم‌انداز تلاش کنند، پس یک هدف روشن به اقدامات جهت می‌دهد و تلاش‌ها را پررنگ‌‎تر می‌کند.
مدیران
مدیران
  • رهبران خوب برخلاف مدیران، به‌دنبال انواع تغییر در سازمان هستند که این شامل مشارکت در محدوده مرز نیز می‌شود؛ این عبارت بدین معناست که رهبرها درک می‌کنند که هرچه کار پیچیده‌تر می‌شود، برای تولید محصولات و جذب مشتریان جدید و همچنین دستیابی به نتیجه مطلوب‌تر، به تیم‌ها و همکاری های فرامرزی نیاز است.

به‌‌بیان ساده این رهبران برای رسیدن به این نتایج دست به توسعه استعدادهای اصلی ذینفعان سازمان برای حفظ و نگهداری مجموعه می‌زنند، چراکه افزایش دانش کارمندان، آنان را به افراد استراتژیک تبدیل می‌کند و این امر برای سازمان، نتایج مطلوب را به ارمغان می‌آورد. این رهبرها به محض مشاهده فرصتی برای بهبود کارایی کارمند، هزینه می‌کنند زیرا این هزینه را امری می‌دانند که موجب ایجاد تجربه و سازگاری وی با سازمان می‌شود، در نتیجه کارایی بیشتری را به‌همراه دارد، درصورتی‌که مدیران، برخلاف رهبران تحقق این اتفاق را خارج از چهارچوب توان مالی شرکت یا سازمان می‌دانند.

انگیزه

سخن آخر

این ده رفتار مثبت یا بهتر بگوییم خصوصیات رهبران خوب که تفاوت بین ویژگی‌های مدیران و رهبران را نشان می‌دهند، درصورتی‌که با یکدیگر هماهنگ باشند، موجب بروز انواع تغییر در سازمان می‌شوند و این تغییرات دقیقاً همان تغییراتی هستند که گرچه مشکلات تغییر فرهنگ سازمانی را ایجاد می‌کنند اما با شناختی که رهبران خوب از تمام سطوح این مشکلات دارند و باتوجه به همین موضوع، آنها را حل می‌کنند، می‌توانند نتایج مطلوب به ارمغان بیاورند. پیام این رهبران روشن است، هر سازمانی که با تغییر روبه‌رو است باید یک برنامه دقیق را برای شناسایی، ارزیابی، توسعه، استقرار و تسریع رشد کادر سازمان دنبال کند پس براساس مطالب فوق می‌توان به این نتیجه رسید که این رهبران نوظهور با استعداد خوبی که در رهبری دارند، بهترین منبع قدرت برای آینده به‌شمار می‌آیند.

نظرات کاربران
دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.